چهارشنبه, 14 فروردين 1392
مدیریت وبسایت

اردوی آسمانی راهیان نور - اسفندماه 91

جاذبه دنیا به ماندن می ماند و آن عهد باطنی به رفتن ، عقل به ماندن می خواند عشق به رفتن و این هر دو را خداوند آفریده است تا وجود آدمی در حیرت و سرگردانی شود. "شهید مرتضی آوینی"

1

در حیرت سرگردانی میان عقل و عشق پا در راهی میگذاریم که سه دهه قبل رزمندگان اسلام ان را طی کرده اند.اما منها در سفرشان اسمان را زیر پا گذاشتند و ما پا بر زمینی خواهیم نهاد که از انفاس مطهر انان،متبرک و اسمانی شده است.

نه اینکه عاشق فقر باشیم،اما راحتی سفر با قطار درجه یک نمیتواند،قناعت زهد بسیجی ها را بر ما اشکار کند.راه اهن اهواز،اغاز سفر است.در قدم اول در مسجد جامع خرمشهر،سجده گاهی است که شکر نعمت به جا آوریم که ما را هم در این ملکوت راه داده اند.مسجد جامع خرمشهر،نمادی از مقاومت مظلومانه حزب ا... خواهد ماند.موزه ی خرمشهر،روشنگر مسائل زیادی میتواند باشد.اما برای هر کس که بخواهد... اروند را که می نگری به یاد وطن می افتی.ظاهر ارام و باطن خروشان.دلی سربلند و سری سر به زیر.با خود می اندیشی که چه مادرانی که خود را به تلاطم اروند افکندند .

اما.. روز دوم صحبت از رفتن بیادمان عملیات رمضان هم هست. روحانی همراه کاروان بی پرده میگوید که هرکس را توفیق این زیارت دست نمیدهد . وعجب انکه ماهم توفیق زیارت یادمان شهدای رمضان را از دست میدهیم اما طلاییه ما را میپذیرد تا چشمان ما سه راه شهادت را ببیند و دهان به ستایش رزمندگان بدر و خیبر باز شود روحانی همراه کاروان تمام سعی خود را میکند تا در شلمچه تصویری دگرگون از حیات برزخی شهید ((و عند ربهم یرزقون)) برایمان تفسیر کند . حرفهای سنگین که دل را سبک میکنند. وقتی خورشید شلمچه در افق به خون مینشیندتا هنگام غروب که زائران به سمتی رفتند اما دلها همه به یک سو خیره مانده است و ملتمس دعای شهیدان است. تازه میفهمی که چرا شلمچه را کربلای ایران میخوانند .

نوبت به هویزه میرسد و اندکی ازعظمت دلاورانی همچون حسین علم الهدی میشنوی که تشنگی مولایشان را به شراب ظهور شهادت لبیک گفتند . و دهلاویه ... را همین بس که نام چمران را برخود دارد. از یادمان شهدای گردان سیدالشهدا به سرعت میگذریم تا به دوکوهه برسیم و شبی را با یاد شهیدان و در اقامتگاه آنان سر کنیم. روحانی همراه کاروان در جواب شهدای سر کمانی از عجایب مقامات آنان میگوید. شاید لاله های شرهانی هم از برکت خون شهیدان این چنین به سرخی خرد مباهات میکند . در فکه راوی مستقر در مشهد سید شهیدان اهل قلم مشتاقانه گواهی میدهد که در چهره ی هم رزمان شهید خود جوانانی چون ما میدیده و .... در فکه از خاطرات خود میگوید که در آنجا حاصر و ناظر بوده است و چه باک اگر افتخار کند که فخری بالاتر ازینم هست ، جانباز باش و برادر شهید و فرزند شهید . نمی توان تربت پاک شهیدان را توتیای چشم کرد و از زیارت دانیال نبی چشم پوشید،سلامی خدمت حضرت عرض کردیم و راهی یادمان شهدای فتح المبین شدیم . منزلگاه آخر وقتی بر فراز یادمان شهدای فتح المبین می ایستی عظمت جغرافیایی ایران اسلامی را حس میکنی و عظمت شهیدانی که این خاک را متبرک کرده اند مبهوت میمانی.احساس میکنی که چنان بزرگ شده ای شانه هایت تحمل بارهای سنگین را دارند و این خود بحجتی عمیق است که دل را سبک میکند تا بال پرواز بگشاید.فهمیدم در جبهه یک نام گره گشای امور بود و ان نام فاطمه زهرا است.اگر عباس مولای جانبازان است و حسین سالار و سید شهیدان،حضرت فاطمه زهرا (س) را نگین جاویدالاثر تاریخ ندانیم و یادی هم نکنیم از رزمندگان جاویدالاثر تاریخ که حتی مزاری نداشته تا بر آن فاتحه ای بخوانیم چه زیباست گلزار شهیدان را در جای جای این کشور به نام نامی حضرت فاطمه الزهرا(س) مزین کرده اند. طول مسیر رفت و برگشت هرچند به خنده و شوخی گذشت و خورد و خوراک فضایی نگذاشت که حس و حالی متعالی پیدا کنیم اما همین که در برگشت سبک بالتر از رفت هستیم و ذهن مشغول آموخته های سرزمین آسمانی است روزنه ای است از امید و بهانه ای برای شکر.

سلام خدا بر امام عشق روح خدا در کالبد زمان،خمینی کبیر ،که با دم مسیحایی خویش این آزادگان را آسمانی کرد و چه زیبا خود فرموده است: همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود .

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 / 400 محدودیت کاراکتر
نوشته شما باید ما بین 5-400 کاراکتر باشد
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد.
بالا